گسستن رشته ی آسمانی از زمین

ماه صفر از غم بارترین ماههای سال قمری است و سه مصیبت سنگین را در خود جای داده داست.

28 صفر مصیبت عظمای شهادت حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله ) که در شدت این مصیبت حضرت علی (علیه السلام) فرمود:” فضجت الدّار الافنیة”«گویا در ودیوار خانه فریاد می زند». پاره شدن رشته ای که جبران ناپذیر بود . تلخ ترین حادثه زندگی برای بشریت؛آری در این روز مخاطب ندای آسمانی « ما ینطق عن الهوی ان هو وحی الایوحی » به دیار معبود می شتابد.

غم فقدان نبی ، غمی است که درک آن ، درک جایگاه وحی و اضطرار بشر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را می طلبد و این فقدان را کسی به جز حضرت زهرا (سلام الله علیها) نمی تواند دریابد.

برای این علت است که فقدان حضرت خیلی برای ایشان هراس انگیز و غیر قایل تحمل بود و چندی نگذشت که ناله ی «عجل وفاتی سریعا» سر داد. چون پدرش در لحظات آخر عمرش مژده داده بود؛ ” اولین کسی که به من خواهد پیوست تو هستی” و فقط این وعده بود که اورا در این حادثه بزرگ دلداری می داد.

همین غم و اندوه فقدان نبی و نیز ظلم بر وصی نبی ، به عنوان شکوائیه همیشه اولیاء الهی مطرح است.حدود 1400 سال قبل این شکایت را با امام سجاد (علیه السلام) به محضر خدای متعال برده :« اللهم البیک نشکوا فقد نبیک و رسولک و صیفک وارتداد امة…» .

اگر چه به کنه و عمق این موضوع رسیدن از اندیشه ی بشر فرشی و موجود زمینی خارج است اما می توان تا حدودی این ضایعه را حس کرد؛ همین کلافه بودن و سر درگم شدن ،کار از کار پیش نبردن، آیا جلوه های بارز فقدان نبی نیست؟

آیا رواج بدعتها بجای سنت نبی پیامدی از فقدان نبی و غیبت ولی نیست؟

آیا رواج جاهلیت مدرن و انزوای اسلام نائب محمدی از تبعات این فاجعه نیست؟

آیا تجلی شکستن حدود الهی در فضای جامعه و به هم خوردن حریم ها در روابط مردان و زنان به غیر از این حادثه دلیل دارد ؟

آیا پندار امروز از قرآن و نوع بکار گیری آن ، به عنوان مسابقه حفظ ، مسابقه تلاوت ، مسابقه ی خطاطی ، قرائت در مجالس عزا و آن چه با قرآن به غیر از فلسفه آن عمل میشود؛ از نتایج فقدان نبی نیست ؟

آیا پیمان شکنی و فرقه فرقه بودن و نداشتن وفاق اجتماعی در جامعه ی شیعی می توان به علتی غیر از نقد نبی نسبت داد ؟

آیا به بی تفاوتی به عملکرد اطرافیان و بی توجهی به امر به معروف و نهی از منکر به غیر از این جریان نشأت می گیرد ؟

آیا گرایشات افراطی به مستحبات و پر اهمیت جلوه دادن انواع ختم ها و چله ها و ریاضتهای منفی عارضه ی فقدان نبی و ظلم بر وصی نیست ؟

امروز من از رفتار خود خجل وشرمنده ام که ضایعه ی فقدان نبی را لمس نکردم و وظیفه ی خود را نفهمیدم و نشناختم تا این شکایت را از صمیم دل به درگاه عدل الهی ببرم و در نهوه ی تفکر ونوع نگرش و راه و رسم زندگی خود تجدید نظر کنم .

راستی چاره چیست ؟
و چگونه می توان به چنین حالی دست یافت و در راه اشاعه سنت نبوی و دین محمدی گام برداشت ؟