سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

گوساله سامری، استضعاف امام و انحراف مردم

image_pdfimage_print

بیشترین  داستانهای قرآن در سوره اعراف ذکر شده و اکثریت داستانها درباره قوم بنی اسرائیل و حضرت موسی می باشد. و طبق فرمایش حضرت پیامبر که فرمودند آنچه بر سر قوم حضرت موسی آمد بر سر امت من نیز خواهد آمد؛ داستانهای این قوم در واقع آشنایی با احوالات تاریخ خودمان است.  تمامی جریاناتی که قرآن در قالب داستان بیان می فرماید بیانگر حقایق و عبرتها و آموزه هایی است  تا انسان با مراجعه به احوالات آنها و تفکر و تعقل در چگونگی وقوع پدیده ها، خود را از معرض خطرات  و آسیبها مصون نگهداشته و نوع برخورد با مسائل پیرامونی خود را از آیات مختلف فراگیرد.

جریان گوساله سامری و انحراف قوم موسی (ع) یکی از این داستانهای بسیار عبرت آموز و مهم می باشد. در چنین روزهایی یعنی دهه اول ذی الحجّه که بنابه صریح آیات قرآن ده روز به روزهای میقات حضرت موسی (ع) افزوده شده بود، شخصی بنام سامری که از یاران نزدیک حضرت موسی بود از غیبت و تأخیر در بازگشت حضرت موسی(ع) و ضعف ایمان قوم استفاده نمود و با ساختن گوساله ای آنها را از توحید به گوساله پرستی باز خواند. سامری همان کس بود که موسی (ع) او را از دست قبطی نجات داده و جزو افراد مومن و بابصیرت قوم بود. او زمانیکه موسی(ع) از او سوال کرد که:«فَما خَطْبُکَ یا سامِرِیّ»« این فتنه چیست که برپا کرده ای ای سامری»؟ در جواب گفت: «قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُواْ بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَ کَذَالِکَ سَوَّلَتْ لىِ نَفْسى» «گفت: چیزى را که آنها ندیدند بدیدم و از جاى پاى فرشته مرسل کفى بر گرفتم و آن را در قالب گوساله انداختم که ضمیرم براى من چنین جلوه‏گر ساخت».

در توجه به این داستان این نکته روشن می شود که اگر معرفت و ایمان بخدا و جانشینان الهی و وعده هایی که برای انسان داده عمیق نباشد، این ایمان سطحی در اثر یک حادثه کوچک دچار تزلزل شده و انسان را به گمراهی خواهد کشانید. عدم تاثیرپذیری از محیط آلوده و افراد گمراه در اثر ایمان قلبی و اطاعت و پیروی از امام معصوم  حاصل می شود؛ اما اگر ایمان سطحی و از روی اضطرار و ناچاری باشد، قطعا روزی صاحب ایمان را از مسیر  اصلی منحرف خواهد ساخت. دور ماندن و عدم اطاعت از ولیّ و خلیفه و جانشن پیامبر خدا چیزی جز ضلالت و گمراهی نخواهد داشت هر چند شیرینی و لذت و منافع ظاهری و موقتی  در پی داشته باشد. قوم حضرت موسی(ع) از جانشین ایشان که هارون(ع) بود اطاعت نکردندو در اثر فریبکاری سامری راه کفر و شرک را در پیش گرفتند و بدین وسیله خلف و جانشین نبی خدا را به استضعاف کشیدند«…قال ابْنَ اُمٍّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونی …»و در نتیجه عذاب سخت خداوند گریبانگیرشان شد.

از یک نگاه دوران غیبت امام عصر(عج) شباهت زیادی به این  جریان از دوران رسالت حضرت موسی دارد، طبق روایات متعددی دوران غیبت حضرت مهدی(ع) دوران استضعاف آن وجود مقدس است، و استضعاف امام معصوم(ع) یعنی محروم شدن حضرت از حقوق امامت و ولایت خود بر بندگان در عین داشتن قدرت امامت و خلافت الهی. در این داستان آنکه باعث انحراف قوم شد یکی از نزدیکان و ایمان آورندگان به موسی(ع) بود اما چنان که درآیه نیز آمده «…کَذَالِکَ سَوَّلَتْ لىِ نَفْسى»  تسویل نفس سامری، هم منجر به  شقاوت خود شد و هم باعث گمراهی عده کثیری از قوم آن حضرت.

حال امروز چه کسی و چه عواملی اسباب استضعاف امام را فراهم  نموده و امام عصر(ع) را در پس پرده غیبت نگهداشته و رتق و فتق امورجهان بدست نا اهلان افتاده و بی عدالتی و فساد و ظلم و حقّ کُشی همه جا را فراگرفته ، مطلبی است در خور دقت و تأمل ، که منتظران و مشتاقان ظهور می بایست علل و عوامل این تعدّی و ظلم در حق امام عصر(ع) را دریافته و برای برطرف نمودن آن و ایجاد شرایط ظهور و رها نمودن آن بزرگوار از دوران استضعاف، در عرصه تزکیه وتعلیم ومعرفت و عمل و جهاد، کادحانه و بی وقفه فعّالیت نمایند و که عقوبت به استضعاف کشیدن امام همان است که در جریان قوم موسی (ع) خداوند متعال به آن اشاره فرموده است. عذابی که با توبه ای سخت از آنها برطرف شد.