سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

یادی از خاطره ها

image_pdfimage_print

عجیب است این روزگار عمر چه زود میگذرد؛ در گذشته های نه چندان دور ماه شعبان که میرسید جشن نیمه شعبان تولد حضرت مهدی(عج) اذهان و قلوب و ارواح و اجساد را طوفانی میکرد وپرستوی عشق امام مهدی(ع) در دل شوریدگان بیشتر آشیان میکرد و آتش ارادت آن امام در جان دلدادگان زبانه می کشید وقلبهای گداخته از شوق حضرت مهدی آرام نمی نشست، و لذا شوریدگان حضرتش زندگی روز مره خود را رها کرده و با شور و شوق فراوان خود را مهیای تعظیم جشن نیمه شعبان مینمودند وبا کنار گذاردن پول و وقت با شوق فراوان دور هم جمع شده و به برنامه ریزی برای برگزاری جشن میپرداختند.
حال عجیبی بود سر دربها وکوچه ها با چراغ وکاغذهای رنگارنگ آذین بندی می شد. یکی با اشک شوق از نردبان بالا میرفت ودیگری با زمزمه یا مهدی پای نردبان را نگه میداشت و سومی با شور فراوان به شخص بالای نردبان میگفت این طرف و آنطرف وصل کن تا زیباتر شود.
و شوریدهٔ دیگر به فکر تهیه شیرینی ومیوه جشن بود و آن بزرگترها از حیت سنی و سرپرستان خانواده ها با شور فراوان جلسه تشکیل داده و
یکی میگفت فرشهای جشن را من ازخانه میاورم، دیگری میگفت ظروف وسینی های جشن مال من، و آن دیگری میگفت چای وقند از من… و زنان و کدبانوهای خانه نیز با شوق واشک در چشم چادر خدمت در کمر محکم ومسولیت پخت وپز غذای جشن را عهده دار میشدند. عجب حالی بود از اول شعبان رفت وآمد همسایه ها به خانه های همدیگر برای پاسداشت نیمه شعبان افزایش مییافت وکوی وبرزن جلوه مهدوی پیدا میکرد وجشن های کاملا صحیح واصیل اجرا میشد. حال وهوای محرمی ولی با جلوهٔ شاد، تمامی فضاهای خلوت وجلوت را پرمیکرد. آری شور مهدوی در شعبان همچون سوز و سوگ حسینی در محرم، خانه های شیعیان را فرا میگرفت وبه جهانیان اعلام میکرد که شیعه همواره با دو بال سرخ حسینی وسبز مهدوی پرواز میکند وعقابوار دشمنان تشیع را در چنگال قدرت خود گرفته ونابود میکند.
حال با فرارسیدن ماه شعبان، فصل رویش یک بال این عقاب تیز تک تشیع ما را بخود میخواند، برای تقویتش چه کنیم؟