سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

یک اتفاق مبارک!

image_pdfimage_print

  تکفیری ها(۱)

در پی کنگره جهانی واکاوی جریان های تکفیری در قم با شعار قرار دادن این دو آیه «ادعُ إِلىٰ سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَهِ وَالمَوعِظَهِ الحَسَنَهِ وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ» و «یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّهً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ» که پدیده و اتفاق بسیار مبارکی می باشد در این عنوان سعی گردیده از باب تکلیف به مفهوم شناسی جریان تکفیری پرداخته و از خواستگاه و پیامدهای آن سخن به میان آید، باشد که قدمی در تنزیه ساحت مقدس اسلام از این نسبت های ناصحیح برداشته شده و چهره زیبا و رحمانی اسلام تا حدودی از غبار آفت ها پاک گردد.

همانگونه که همگان می دانند جهان اسلام، وضعیتی را در حال تجربه کردن است که شاید تا به حال و در طول تاریخ اسلام چنین شرایطی را شاهد نبوده است، وضعیت اسفناک و آشفته ای که با قرائت متفاوت از دین، جنایتهایی را رقم می زنند که اسلام در عمر خود کمتر دیده است؛ سر بریدن، به آتش کشیدن، که به سمع و نظر جهانیان می رسد آن هم با نهایت وقاحت با نام “لااله الا الله و محمد رسول الله”. هر چند با توجه به افزایش شناخت مردم که وهابیت و تکفیری ها در نظر عامه، مقارن با خشونت شده است، اما با این حال، بسیار خطرناک و زنگ خطری برای جامعه اسلامی است.
باید دانست که اصلی ترین علتی که به این شرایط دامن می زند عنصر “جهل” است که در میان توده های این جریان وجود دارد،مثلاً فردی که در جریانهای انتحاری مورد بازجوئی قرار گرفته بود چنان اظهار می کرد که برای نماز خواندن در پشت سر پیامبر در بهشت،این بمب را به خود بسته است، در حالی که در بهشت تکلیفی و نمازی وجود ندارد، لذا اصلی ترین خواستگاه بحث تکفیری “جهالت” است. جهالتی که از اول تاریخ اسلام هم اصلی ترین درد ائمه اطهار (ع) می باشد و تاکنون نیز هم خود و هم آثارش خسارت های غیر قابل جبرانی به پیکر اسلام وارد می آورد. عمق فاجعه به قدری بزرگ است که لازم می آید در قبال آنها روشنگری انجام یافته و نوع دیدگاه اسلام نسبت به این قضایا شفاف گردد.
در تبارشناسی این جریان باید گفت که اینان هم تبار خوارجی هستند که با عنوان “لا حکم الا لله” تمام فعالیتهای تعصبی و ضد دینی را منتسب به اسلام می کردند، در حالی که نباید و نمی توان اهل قبله و حتی کسانی که اعتقاد به اسلام ندارند اما فتنه نمی کنند را تکفیر کرد، چنانچه زمانی که پیامبر وارد مدینه شدند با یهود و نصاری پیمان دوستی بستند.
اما از تبارشناسی این جریان و آگاهی از این موضوع که دایره این جریانات فقط مسلمان ها رادربر می گیرد، محققان، عوامل اصلی بوجود آورنده آن را دو عامل داخلی و بیرونی طرح می نمایند، توضیح اینکه: به دلیل رشد بیشتر اسلام نسبت به ادیانی مانند مسیحیت_ بطوری که چنین یاد شده است که عده ای اسلامی خواندن شهرهایی مانند واشنگتن را نیز خواستار شده اند_ این گروهک ها در دوسه قرن اخیر سعی بر قرائت غلطی از اسلام و توحید نموده اند تا بخش اعظمی از مسلمانان را از دایره اسلام خارج کنند، قرائتی مانند این حکم که هر گونه خضوع و خشوع برای غیر خدا تفسیر خطایی از دین است و فاعل این کار کافر است و باید او را کشت که ثابت کننده این موضوع است که مبنای رفتار تکفیری ها با خطا و جفا بار شده است نه از روی تفکر و انتخاب.
دیگر عامل این جریان را استعمار،بیان می کنند، چراکه این جریانات با آمال و آرزوها و آرمان های استعمار پیوند خورده است. همان ها که در پشت صحنه هستند و هیچ نسبتی با باور و اعتقادات حوزه اسلامی ندارند اما درصدد برکندن بنیان اسلام بودند و می خواهند بیابند که چگونه بتوانند بنیه توانمندی های مادی جهان اسلام را از بین ببرند و بر قدرت و منافع خود بیفزایند. آنها در پی برنامه ای بودند تا پروژه رشد اسلام را متوقف نمایند و در چند محور، اسلام را زمین گیر کنند ، لذا پروژه هایی از قبیل حمله به معارف و آموزه ها در قالب آیات شیطانی را راه اندازی نمودند ، نام این پروژه، اسلام علیه اسلام بود تا مسلمان را علیه مسلمان تهییج کنند.
روش دیگر و کار دیگر آنها، تصاویرکاریکاتوری از اشخاص ممتاز اسلام در دانمارک و چند منطقه دیگر بود تا با طرح توهین به پیامبر اسلام، رشد اسلام را کاهش دهند اما برعکس شاهد هم افزایی دین اسلام پس از این جریانات بودیم؛

“عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد”…

یا در برنامه ای ائمه جماعت اهل سنت مجتهد که به دارشان می زنند و دختران مسلمان را به کنیزی میبرند… و برنامه اخیر تکفیری ها با عنوان جهاد که در حقیقت جهاد نیست بلکه جنایت است و در کنار این جهاد احکام باطلی چون جهاد نکاح را طرح نمودند که اصلا و به هیچ عنوان در اسلام وجود ندارد و از مزخرف ترین حکم های این گروه است، که با این کارها سمعه بدی از اسلام را آماده می کنند تا به گوش جهانیان برسانند و آنان را بر این باور بکشانند که مسلمان ها چه جنایت هایی را مر تکب می شوند، غافل از اینکه چون همه این ها ریشه در حماقت و جهل آنها دارد کار خودشان باعث افشای ماهیت خودشان برای جهان اسلام شد به طوری که “طالبان” نیز با آن عقاید ضد دینی از این گروه تبری می جوید.
با این شرح مختصری که نسبت به تکفیری ها داده شد، بهانه ای برای سکوت و بی تفاوت نشستن باقی نمی ماند، چنانچه در اول مطلب نیز بیان گردید، خوشبختانه کنگره جهانی تکفیری ها از منظر علمای اسلام که مسئله تکفیری ها را مورد توجه و مداقه قرار می دهد، از طرف علمای گرامی، راهکار بسیار مناسبی برای پیشگیری این جریانات است که این کنگره علاوه بر شفاف سازی دیدگاه اسلام در برابر این جریان ها، نشان دهنده این موضوع می باشد که مسلمان باید دغدغه تمامی مسلمانان جهان را داشته باشد و به یاری آنها بشتابد وچنانچه بر علما تکلیف است که هر گاه بدعت ها آشکار شود، عالم باید علم خویش را آشکار کند، پس امروز در کنار این برنامه ها همه مسلمانان باید متفق القول به این موضوع بپردازند و واقع بینانه در این مبحث هم افق شوند تا از گسترش این جریانات فجیع و وحشیانه ممانعت به عمل آمده و از اثرات و پیامدهای آن کاسته شود.
از خداوند متعال عاجزانه طلب اضمحلال و ناپدید شدن این گروهکهای ضد دین مقدس اسلام را خواهانیم.