سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

یک داستان یک پند

image_pdfimage_print

اکثریت مردم در اعمال و رفتار خود گرفتار میزان مدح و ذمّ مردم هستند و متاسفانه پیش می آید که در این میان، رضایت خدا مورد فراموشی واقع شود. زیر بنای رفتار و کردار انسان هرچقدر بر پایه رضایت الهی شکل گیرد مطمئنا نتایج حاصله از آن خیر خواهد بود هرچند ظاهری خوش نداشته باشد. انسان با حصارهایی که از نگاه دیگران به کار خود می سازد در واقع وسعت و آزادی عمل را از خود گرفته و همیشه در قید و بند حرف و حدیثهای دیگران خود را اسیر خواهد نمود و حقیقت را هم گم خواهد کرد. البته این سخن منافاتی با نظرخواهی و مشورت و توجه به احترام به سلایق مردم و عرف ندارد، این سخن حاکی از آن است که انسان در هر حال وظیفه شناس باشد و معیار و میزانش در هر کار، رضایت خدا باشد نه رضایت خود و مردم و اقبال و ادبارآنها، چه بسا کاری که رضایت خدا در آن است اما مردم از آن رویگردانند و چه بسا کاری که رضایت خدا در آن نیست و اقبال مردم به آن بیشتر است؛ اما کدامیک حقیقتا به نفع انسان است و مطلوب حالش؟! اگر رضایت خدا مدّ نظر شود شاید روزی نتیجه این عمل اقبال مردم را هم با خود داشته باشد و شاید روزی ادبار مردم را در پی داشته باشد، اما در هرحال چون رضای خدا مهم است، اقبال و ادبار هیچ تاثیری در انجام وظیفه برای فاعل کار نخواهد داشت.
لقمان در یک پند آموزنده این سخن را به فرزندش آموخت:

«لا تَعْلَقْ قَلْبَکَ بِرِضَی النْاسِ و مَدْحِهِمْ وَ ذَمِّهِمْ فَاِنَّ ذلِکَ لا یَحْصُلُ وَلَوْ بالَغَ الاِنْسانُ فی تَحْصیلهِ بِغایَهِ قُدْرَتِهِ»

«دلبسته به رضای مردم و مدح و ذمّ آنان نباش که همانا بی حاصل است اگرچه انسان در تحصیل آن با نهایت قدرت خویش تلاش کند».

بعد از این نصیحت فرزندش خواست که این کلام را بصورت عملی به او نشان دهد تا آنرا خوب درک نماید. و لقمان چنین کرد: او با پسرش همراه با درازگوشی به بیرون رفتند. لقمان در چند حالت عکس العمل و عدم رضایت مردم را به پسرش نشان داد. در حالت اول لقمان سوار شد و پسرش پیاده حرکت کرد، در حالت دوم پسر سوار بر حیوان شد و لقمان پیاده راه رفت، در حالت سوم هر دو سوار شدند و در حالت چهارم هیچیک سوار نشدندو هردو پیاده همراه حیوان رفتند که در هر حالت شاهد حرف و حدیثهای مردم بودند که نشان دهنده عدم رضایت مردم از عمل آنها بود. بدین ترتیب لقمان با یک عمل ساده فهماند که معیار رستگاری و سعادت، خشنودی خداوند است که در هر کاری باید مبنا قرار گیرد.