﷽یک جرعه از قرآن (۴)

ایمان
ایمان، مؤمن، مؤمنون، آمَنوا، یؤمنون، از واژه‌هایی هستند که فراوان در قرآن کریم با این کلمات روبرو می‌شویم.
«ایمان» در لغت از ریشه «امن» بمعنای «امنیت یافتن» و ضد «خوف و ترس و اضطراب» می‌باشد.

🔹ایمان حالتی است که بصورت دفعی و یا تدریجی در انسان شکل می‌گیرد و همچون بالغ شدن کودک، دگرگونی در افکار و باورها بوجود می‌آورد و عملکرد جدیدی را در پی دارد.
ایمان به یک شخص یا ایمان به یک کار و یک حالت و فعل و سخن، یعنی قطعی شدن یک یا چند ویژگی در شخصی برای انسان و یا ثبوت اثرات و نتایجی از یک پدیده برای انسان که در نتیجه به آن ایمان آورده و آنرا تصدیق میکند.
پس ایمان با قطعیت و ثبات همزاد است به آنها تعلق می‌گیرد و در حوزه دین همان قطعیات اعتقادی میزان دیانت و مومن بودن فرد محسوب شده و حلقه اتصال عقیده به عمل، محسوب میشود.

🔹از نگاهی دیگر، ایمان نوعی رویکرد به اعتقادات دینی است که در آن رویکرد، برای قرار یافتن در منطقه امن فکری و عقیده‌ای، تلاشی صورت گرفته است.

🔸ایمان دل سپردن به‌ خدا و تصدیق اوامر فرستاده شده به پیامبر خدا همراه با توکل است «الّذین یؤمنونَ بِالغَیب» و احتجاج، شک، سوال، ضد آن نبوده و خلأیی به ایمان وارد نمی‌کنند، بلکه در تقویت ایمان موثر می‌باشند.
پس گرایش به عقیده جدید و ایمن شدن در آن و احساس ناامنی با عقیده قبلی، از ویژگی بارز ایمان می‌باشد؛ و از این زاویه، تسلیم به عقیده را ایمان گویند و اینگونه عقیده تسلیم‌آور و امنیت را به ارمغان می‌آورد و در نهایت این امنیت نیز مایه افزایش ایمان میگردد:
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ…»(فتح/۴).
«اوست كه بر دلهاى مؤمنان آرامش فرستاد تا بر ايمانشان پيوسته بيفزايد…».

🔹«عقل» از عناصر اصلی ایمان آوردن است، در قرآن انسان امر به ایمان آوردن شده و «امر» زمانی معنا پیدا می‌کند که مخاطب امر الهی مخیّر باشد، و استفاده از «اختیار» تنها با «عقل» ممکن است.

🔹خاصیت ایمان پذیری برخی انسانها بالا است:
«رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا…»(آل‌عمران/۱۹۳)
« اى پروردگار ما، شنيديم كه مناديى به ايمان فرا مى‌خواند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم… ».
و برخی ایمان ظاهری دارند:
«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ…». (حجرات/۱۴)
🔸نتیجه طبیعی ایمان، عمل و اطاعت است، که اگر چنین روندی طی گردد، هدایت الهی را در پی خواهد داشت: «و إن تُطیعُوه تَهتَدُوا» (نور/۵۴).

و نکته دیگر در موضوع ایمان اینکه در جامعه شناسی «ایمان به معنای رسیدن به منطقه امن»، پایه اول «مدنیت» را تشکیل می‌دهد بعبارتی در جایی که انسان در امنیت باشد و به دیگران هم امنیت ببخشد، درصد تمدن سازی در آن منطقه، بالا میرود.
پس «ایمان» رکن مهم «تمدن اسلامی» نیز هست.

@MoshtaganZohoor




﷽یک جرعه از قرآن(۵)

«کفر»
زبیری می‌گوید به امام صادق‌(ع) عرض کردم: معانی «کفر» در قرآن را بیان فرمایید؛ حضرت فرمود، واژه کفر در کتاب خدا به پنج معنا استعمال شده است:
۱_ کفر جحود ⬅️ به معنای انکار ربوبیت خداوند، کسانی که می‌گویند نه خدایی است و نه بهشتی و نه جهنمی. این عقیده که ادعا می‌کنند هیچ عاملی جز روزگار، ما را فانی نمی کند.

۲_ معنای دیگر ⬅️ انکار آگاهانه است. چنین کسی حقانیت چیزی را که برایش اثبات شده، انکار می‌کند، چنانکه خداوند می فرماید:

«آنان در حالی که یقین به آن داشتند، ظالمانه و برتری جویانه انکارش کردند».(سوره نمل ۱۴)

۳_ کفران نعمت ⬅️ چنانکه خداوند در سوره ابراهیم آیه ۷ فرمود:

«اگر شکر کنید افزونتان خواهم کرد و اگر کفران ورزید، همانا عذاب من سخت است».

۴_ معنای دیگر کفر ⬅️ ترک آن چه را که خداوند بدان امر کرده است.
چنانکه‌ در آیه ۸۵ سوره بقره خداوند فرموده است:

«آنگاه که از شما پیمان گرفتیم که خون خویش را مریزید و یک دیگر را از دیارتان بیرون نکنید، شما اقرار کردید و شهادت دادید، سپس اکنون خویشتن را می‌کشید و گروهی از خودتان را از دیارشان اخراج می‌کنید و بر آنان با گناه و تجاوز غلبه می کنید و اگر خویش را اسیر شما کنند ، فدیه می‌گیرید و حال آن که اخراج آنان بر شما حرام بوده است.»
آیا به برخی از کتاب خدا ایمان می آورید و به برخی دیگر کفر می ورزید؟ پس مجازات آن دسته از شما که این گونه عمل کنند، چیست؟

۵_ معنای آخر ⬅️ برائت و بیزاری، چنانکه در سوره ممتحنه آیه ۴ سخن حضرت ابراهیم را نقل می‌کند که به گمراهان امتش گفت:

«ما از شما بیزاریم و بین ما و شما دشمنی و بغض همیشگی است، تا وقتی که شما ایمان به خدای یگانه آورید».

@MoshtaganZohoor




سور‌ سولو

نوروز‌ سال ۹۹ فرصت‌ بسیار خوب برای جشن و «بزم‌ سولو» است. اصطلاح سولو در‌ رشته خلبانی به اولین پروازی گفته می شود که هنرآموز به تنهایی به آسمان می رود و بدون مربی کنترل همه چیز در پرواز را خود به عهده می گیرد و اگر خلبان به این مرحله رسیده باشد یعنی دوره آموزشش تمام شده و به نهایت دوره دست یافته و لذا با پرواز سولو جشن فارغ التحصیلی گرفته می شود.


حال با این وصف این ایام بهترین فرصت برای پرواز سولو به سوی آسمان بیکران قرب الهی است.

آری دراین ایام آخر ماه رجب خلوت‌گزینی خود را افزایش داده‌ و با عزلت حسی و حالی و قلبی خود پرواز سولوی خود را انجام دهیم و با لبیک به ندای” این الرجبیون “، سولو خود را جشن بگیریم و در ایام جولان کرونا، خدا را شاکر باشیم که توانستیم، سولو یعنی تنهایی و عمل بدون‌ مساعدت‌ دیگران را‌ در خود برای جلب سرمایه ی معنوی و پرواز به قرب الهی تقویت کنیم، واگرچه توفیق تشکیل برنامه های جمعی در تعظیم شعائر دین را‌ از دست داده‌ایم، ولی‌ با شور و شعور بی نظیر به‌تنهایی برای بزرگداشت ایام‌الله قیام کرده‌ایم و با نفی غفلت و رخوت و جبن و جهل «جشن سولو» می گیریم، ولی حیف که در این سور جای مربی اصیل و واقعی حضرت حجت بن الحسن (عج) بسیار خالی است و از اینکه ریزش آب سرد بر سرمان ( آداب جشن سولو) توسط آن حضرت را احساس نمی کنیم ‌بسیار عجه و ضجه کرده و فریاد اضطراری سر می دهیم که:

لیت شعری این استقرت بک‌‌ النوی …